سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
25
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
مسلمانان پاشيده و باطن كثيف و عقيده سخيف خود را ظاهر نموده . در دوره حكومت قبل از طرف سلطان وقت از شعاع عمليات او جلوگيرى شده بعد از شهريور 1320 كه بيگانگان اين مملكت اسلامى شيعه را بدون حق اشغال نمودند پروبال بازيگرها بازشد جدّا نشريات خود را بنفع آنها عملى نمودند . از جمله نشريات او كتاب ( نداى اتحاد ) است ( كه بر عكس نهند نام زنگى كافور ) كه از نشر اين كتاب نه فقط جامعه شيعيان را عصبانى و متألم نموده بلكه اكابر علماء اهل تسنن را متأثر و بنشر مقالات در مجلّات او را از خود طرد نمودند . زيرا در اين كتاب اهانتها و جسارتهاى بالاتر از آنچه بعضى از مصريها نسبت بمقام مقدّس امير المؤمنين على عليه السّلام نمودند به زير قلم شكسته خود درآورده و عقايد خوارج و نواصب و امويها را تجديد نموده . نه همان معرفت بمقام مقدّس آن حضرت بوسيلهء كتاب و سنت و اخبار نداشته بلكه ثابت است دشمن سرسخت آن حضرت و طرفدار جدّى امويها بوده . در اول آن كتاب با كلمات عوامفريبانه مانند آدم دلسوزى بيطرف دم از اتحاد و يگانگى مسلمين مىزند فريقين شيعه و سنى را نصيحت و برهبرى خود دعوت به ترك عقيده تشيّع و تسنّن مينمايد وقتى آدمى دقيقانه كتاب را مطالعه مينمايد ميفهمد كه هدف و مقصد و دعوتش بنواصب و امويها و پيروى از نيّات ناپاك مولاى او معاوية بن ابى سفيان مىباشد غافل از شعر شاعر عرب كه گويد : و من يكن الغراب له دليلا * يمرّ به على جيف الكلاب « 1 » خدا زان خرقه بيزار است صد بار * كه صد بت باشدش در آستينى ديگرى گويد : اذا كان الغراب دليل قوم * سيهديهم سبيل الهالكين « 2 » در كتابش دم از اتحاد مىزند در حالتى كه به نيش قلم ( شكستهء ) خود تخم نفاق
--> ( 1 ) هر كس را كه كلاغ دليل و راهنمائى او باشد - ميبرد او را بر سر سگهاى مرده . ( 2 ) زمانى كه كلاغ دليل و راهنماى قومى باشد - زود است آنها را هدايت نمايد به راه هلاكت و نيستى .